الشيخ رسول جعفريان

945

رسائل حجابيه (فارسى)

و مانند تارك الصلاة كه در رديف كفار شمرده شده ؛ و غير اينها ؛ از بعضى معصيت‌كاران كه از قرآن و فرمايشات بزرگان استفاده مىشود خروج آنان از ربقهء اهل ايمان و دخولشان در صف كفّار و يا مشركين و خلودشان در جهنّم و آتش نيران ؛ زيرا اينها تمام پس از رفتن از دنيا به عالم عقبا و دار مقام است . بعد از آن‌كه متوجّه و متنبّه گشتى به واسطهء اين مقاله و كلام ، پس مستبعد نيست كه اين طايفه از زنانى كه مولى امير المؤمنين خبر داده از كفرشان ، از آن قبيل باشند ؛ يعنى در آخرت با ايشان معاملهء مسلمان نشود و اهل آتش و نيرانند و با كفّار مصطلحه در يك جايگاه و مكانند به قرينهء و « فى جهنّم خالدات » كه در آخر روايت است . بر هر تقدير حديث شريف مىرساند كه زنان بىحجاب ، بدين حال ، هرگاه بىتوبه از دنيا بروند ، با كفّار هم عنان و مخلّد در نيرانند ؛ و اگر مسلمان بودند ، خلود معنايى نداشت . طايفهء شانزدهم : اخبارى است كه دلالت مىكند بر اين‌كه باكى نيست به نظر نمودن به دست و صورت بعضى از زنان ؛ و هرگاه جايز بود به‌طور كلى نظر به صورت زنان و باكى نداشت بىحجابى براى ايشان ، اختصاص دادن به اين چند طايفه معنا نداشت . مثل روايتى كه از حضرت صادق عليه السلام مروى است كه فرمود : ضررى ندارد و باكى نيست به نظر نمودن به مو و جسد آن‌ها بدن تعمّد ؛ « 1 » بديهى و واضح است و مفهوما مىرساند كه عمدا و لو طرف زن ديوانه هم باشد ، حرام است نظر نمودن به او ؛ زيرا او مكلّفه به حجاب نباشد براى جنونش ؛ ولى نظر كنندهء عاقل مكلّف است به نظر نكردن به زنان ديوانه و زنانى كه منتهى نمىشوند به نهى نمودن از بىحجابى تا چه رسد به نظر كردن به زنان عاقلهء محجّبهء شهرى كه مىتوان آن‌ها را نهى نمود براى عدم قصورشان . پس هرگاه شخص منصف غيرلجوج دقّت نمايد در مضمون اين اخبار ، كاملا خواهد فهميد اهميّت شارع اسلام را به امر تحجّب تا چه درجه و پايه بوده است . زن پنبه و مرد آتشِ تيز * برگفتهء خود گواه دارم ناموس و حيا و شرم و عفّت * بايد كه زنان برند قسمت طايفهء هفدهم : خبر مفصّلى است كه راجع به جمله‌اى از وظايف نسوان و معروف به حديث حولاء عطّاره كه غالبا در خانهء سيّد پيغمبران صلوات الله و سلامه عليه آمدوشد دارد ؛ ميل دارم بطوله بيان كنم براى خواهران خودم ؛ زيرا اين روايت و حديث شريف مشتمل است بر جمله‌اى از حقوق مردان و وظايف و تكاليف زنان بالنسبه به خود ايشان و مردان و داراى فوايد بسيار و نتايج و آثار بىشمار است .

--> ( 1 ) . من لا يحضره الفقيه ، ج 3 ، ص 463 ( دربارهء زنان باديه‌نشين و اهل ذمه ) .